على آقا نورى
225
خاستگاه تشيع وپيدايش فرقه هاى شيعه در عصر امامان ( فارسى )
اگرچه امام در اين سخنان علم غيب را از خود نفى مىكند اما حكايت از وجود چنين اعتقادى در آن زمان نيز دارد . ابو بصير در روايتى مىگويد ، به امام صادق عليه السّلام گفتم : غاليان مطالبى دربارهء شما مىگويند ؟ فرمود : چه مىگويند . گفتم : آنها مىگويند : شما تعداد قطرات باران ، عدد ستارگان و برگهاى درختان ، وزن موجودات دريا و تعداد سنگها را مىدانيد . حضرت دستها را به آسمان برد و فرمود : سبحان الله ! سبحان الله ! نه به خدا جز خدا كسى به اين امور آگاه نيست . « 1 » در حديثى ديگر به نقل از ابن المغيره آمده است : من و يحيى بن عبد الله بن حسن به نزد امام هفتم رفتيم . يحيى گفت : فدايتان گردم ، غلات مىگويند كه شما علم غيب مىدانيد . حضرت فرمود : سبحان الله ! دستت را به سرم بگذار ، به خدا در بدن و سرم مويى نيست مگر آنكه از اين سخن بلند شد . بدان كه دانش ما همان است كه از ناحيه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به وراثت رسيده است . « 2 » چنين اختلافى دربارهء ميزان دانش امامان به شريعت و منشأ علم آنها نيز وجود داشته است . به عنوان نمونه در روايتى آمده است كه سدير صيرفى نزد امام صادق عليه السّلام آمد و گفت : قربانت شوم ، شيعيانتان دربارهء شما دچار اختلاف نظر شدهاند و در آن اصرار مىورزند . گروهى مىگويند هرچيزى كه امام براى هدايت مردم به آن احتياج دارد به گوشش گفته مىشود و برخى مىگويند : به او وحى مىشود و عدهاى مىگويند : او از روى نوشتههاى پدرانش فتوا مىدهد . كدام يك از اين آراء صحيح است ؟ امام فرمود : هيچيك از اين سخنان صحيح نيست . اى سدير ! ما حجت خدا و امناى او بر بندگانش هستيم و حلال و حرام را از كتاب خدا مىگيريم . « 3 »
--> ( 1 ) . كشى ، شماره 532 ( 2 ) . همان ، شماره 530 ؛ مجلسى ، بحار الانوار ، ج 26 ، ص 103 به نقل از امالى مفيد ، ص 13 و 14 . ( 3 ) . جعفريان ، حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ، ص 258 به نقل از تفسير شهرستانى .